X
تبلیغات
فرش سپید زیر پاهای نوجوونا


فرش سپید زیر پاهای نوجوونا

کسانی که تمایل به همکاری دارن ... تو نظرات اعلام کنن

منتقل شد
وب جدید من : http://rava64.blogfa.com 

 

تاريخ جمعه بیستم بهمن 1391سـاعت 20:46 نويسنده نازنین| |
 قالب های فرشته جون()
عبدالله روا و خدا فظی از فرش سپید

نمیدونم چی بگم ... ولی تو این 14 سال زندگیم ضربدر 365 روز عمرم اینقدر طعم تلخ غم و ناراحتی رو نجشیده بودم ...!

حالم وحشت ناک خرابه ! اشکام بی رویه ، از وقتی آپ آقای روا رو خوندم ، از روی گونه هام جاریه

شاید باورتون نشه ... بگید الکیه این حرفام !! مگه آدم کم عقله که برا برنامه گریه کنه

ولی من دبوونه ی برنامه فرش سپیدم ...

از شروع و سلام برنامه تا اخرِ کوب آقای روا و تیتراژ غم زده گریه کردم

مخصوصا وقتی اقای روا گفتن ناراحتی راه نندازید و وفتی که کیک رو بریدند و وقتی دیدم همش میخندند ...

وحشتناک زار زدم ....

حالم جوریه و طوری زار میزنم و گریه میکنم که مامانم میگه :
اگه من مرده بودم اینجوری گریه نمیکردی !

خوب نمیدونم چی جوابشو بدم !! این بد ترین اتفاق زندگیه منه !! جوابم براش فقط گریه است !

ببخشید سرتونو درد آوردم اینم بگم که

(نه خیر اشکام تموم نمیشه ... مامانم میگه پاشو بهش فکر نکن!

میگم : مگه میشه ؟ )

با چشمای بارونیم میگم ... خداحافظ

برا حال دلم دعا کنید

بی روا و فرش سپید چی کار کنم ؟

کپی عکسا بی ذکر منبع مجاز نیست !!!!!

تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391سـاعت 13:23 نويسنده نازنین| |
 قالب های فرشته جون()
.....

حلالم کنید ...!!!

 

 

 

 

 

 

 

تاريخ یکشنبه هشتم بهمن 1391سـاعت 18:49 نويسنده نازنین| |
 قالب های فرشته جون()
.::. قسمت سوم . پشت صحنه .::.

سلام و درود .... احوالاتتون چه طوره

همون طور که دیدید و میدونید هفته چهارم فرش سپید هم تموم شد

برنده این هفته هم کشی نبود جز : شهاب حسینی

http://www.smstak.com/wp-content/uploads/2010/09/Jalalposter_Jalalpic_funpatugh_com-_5_.bmp  

تبریک فراوون بهشون میگم

مهمون هنرمند این هفته هم کسی نبود جز

امیر حسین رستمی

بسی خوش گذشت ... بسی عالی بود

دل کسایی که ندیدن حسابی بسوزه

من عاشق این قسمت شدم ... یعنی یه وضعی

دیگه همین دیگه این از هفته ای که گذشت

حال بریم سراغ درحال آمدن ها

۵شنبه راس ساعت۱۷ کافه سپید یادتووون نره

موضوع هفته بعد فرش سپید هم خلبانی ـه

بقیه اخبارو به زودی میگم ۳۰۰۰۰۲۶۶ هم یادتون نره

بقیه مطالب رو ببینید :


ادامه مصاحبه آقای روا

روی عکس کلیک کنید


عکسای پشت صحنه دوشنبه این هفته

(همراه با توضیحات مدیر محترمه سایت)

FS_PoshteSahne_Hafteye05_01

این گروه سپید، بعد از پایان برنامه‌ی دوشنبه ـ

دست بر قضا علی نظری هم توی عکس هست!

FS_PoshteSahne_Hafteye05_02

کی خسته‌اس؟

FS_PoshteSahne_Hafteye05_03

در حال گفت‌وگوهای سازنده

FS_PoshteSahne_Hafteye05_04

مهدی صالح‌پور: برو ژیـــــــــــــگول!

FS_PoshteSahne_Hafteye05_05

محیا ساعدی و فخاری سر چی دارن بحث می‌کن؟

FS_PoshteSahne_Hafteye05_06

روا گوشی آذری را برداشته و از کادر خارج می‌شود…

و از کادر خارج می‌شود… و از کادر خارج می‌شود.

FS_PoshteSahne_Hafteye05_07

ینی کی می‌تونه باشه اون‌ور خط؟

FS_PoshteSahne_Hafteye05_08

یه چارلی و این همه متقاضی برای عکاسی!

FS_PoshteSahne_Hafteye05_09

FS_PoshteSahne_Hafteye05_10

دانش‌آموز وحید دوربین شماره۳ رو ول کرده و داره به کادر روا و چارلی حمله می‌کنه!

نازنین میگه :(دوستان بسی این سه عکسو دوست دارم)

FS_PoshteSahne_Hafteye05_11

روا و چارلی رو که می‌شناسین؛ با دانش‌آموز وحید هم آشنا بشید!

FS_PoshteSahne_Hafteye05_12

چارلی از پشت ترس‌ناک‌ه انگار!

FS_PoshteSahne_Hafteye05_13

FS_PoshteSahne_Hafteye05_14

از این‌جا به بعد، شرح عکسا با خودتون!

FS_PoshteSahne_Hafteye05_15

FS_PoshteSahne_Hafteye05_16

FS_PoshteSahne_Hafteye05_17

FS_PoshteSahne_Hafteye05_18

و این دوتا هنوز دارن با هم بحث می‌کنن!


تشکر ویژه از آقای روا به خاطر این که اومدن مجدد کامنت گذاشتن

به پایان آمد این دفتر ..... حکایت همچنان باقیست

نظر همین پست یادتون نره

تاريخ چهارشنبه چهارم بهمن 1391سـاعت 22:27 نويسنده نازنین| |
 قالب های فرشته جون()
.::. سوال این هفته و مصاحبه .::.

سلام دوستان :دی

همون طور که میدونید و منم گفتم موضوع این هفته "بازگریه "

و سوال :

کدومشون بازیگر بهتریه ؟

۱.. شهاب حسینی ... ۲.. حامد بهداد

شماره هم که ۳۰۰۰۰۲۶۶

زبونم مو در آورد از بس گفتم ...


ادامه مصاحبه آقای روا

ادامه مطلب !!


شب هاتون سپید ... یاعلی ... بدرود

برای نظر دهی کلیک کنید


ادامـ ــه
تاريخ شنبه سی ام دی 1391سـاعت 18:40 نويسنده نازنین|
 قالب های فرشته جون()
.::.بازیگری.::.

فرش سپید زیر پاهای نوجوونا .... نازنین

سلام ...

دوستان همون طور که میدونید

موضوع این هفته برنامه "بازگری"هستش

و سوال برنامه هست:

حدس بزنین نظرسنجی این هفته بین کدوم دوتا بازیگره ؟

شماره هم که دیگه یاد آوری نمیخواد ... میخواد ؟

خوب برا احتیاط میگم

۳۰۰۰۰۲۶۶

فرش سپید زیر پای نوجوونا .... نازنین


امیدوارم دوستمون شقایق حالش زودی خوب شه

بچه ها تصادف کرده براش دعا کنید

من سرنماز کلی دعاش کردم

ایشالله زودی به هوش بیاد


شب هاتون سپید ... یاعلی ... بدرود

برای نظر دهی کلیک کنید

تاريخ جمعه بیست و نهم دی 1391سـاعت 21:24 نويسنده نازنین|
 قالب های فرشته جون()
.::. شروع . تیتراژ . نتیجه .::.
 

سیزدهـُم

بسم الله الرحمن الرحیم سلام

زیر پایی نمی گیرم چون جریمه می شم !

نچ این طوری فایده نداره! قبولم نی !

هر وقت گفتم زیر پایی نمی گیرم چون نامردیه اون وقت قبوله.

چهاردهـُم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام یکی دیگه می دواه برنده می شه

برا خودش کسی می شه کاپ اخلاق می بره

من و تو چرا دستمون به یقه ی همه!

ول کن یقه رو . فرش سپیدو ببین!


سلام کن رو به چشم خورشید, بگو به ظلمت خدانگهدار

کتاب درس غصه رو بنداز, دفتر مشق امیدو بردار

(آ)الف، ب(بابا)... کاف گاف لام، میم(مادر)

اجازه آقا!؟ اجازه خانوم!؟ (آ)اول، (آ)آخر

یه عمره دل راضیه به تصمیم سخت کبری ولی نمیشه

میون هرصد هزارتا دهقان یکیش ولی ریزعلی نمیشه


هزار صفحه درس نخوندم فدای اون راز توی سینه

خدا کنه که تا وقتی خونم بابام کارناممو نبینه


کاشکی کسی رازمو نفهمه, که قلبای مهر و موم و عشقه!

بین همه زرق و برق دنیا, سفره ی کوکب خانومو عشقه


حالا که صد ساله اون کلاغه, پنیرو بندازه از بلندی

ناخن انگشت دست پترس تو چشم راست بزبز قندی!


تو دیکته "دوستت دارم" رو راستی جدا نوشتیم یا که سرهم؟

تو اون شبا زیر نور مهتاب, امین درست گفته بود یا اکرم؟

چی میشه از خواب پاشم بفهمم که دشمنه اقا گرگه هستم
یه روزی چشم وا کنم ببینم خونه ی مادر بزرگه هستم

چی میشه دست کسی نذاره, یه نمره ی تک میون بیستام

چی میشه از خواب پاشم ببینم منم یکی مثل فوتبالیستام؟


چی میشه یک شب خدا بیاد و کنار من باشه تا سپیده؟

بلنده پیشونی کسی که, دلش بزرگه، دلش سفیده

چه روزگاریه روزگارم, چقدر این دل مث اناره

پر از غمه گاهی اما جز من کسی خبر از غماش نداره...


موضوع این هفته فوتبال بود ... اینم نتایج

ta2shanbe

تنیجه نوشت:

ح جیمی جیم . عین ر پرسپولیسن

{به افتخارشون .. به افتخارم .. به افتخار پرسپولیسیا}

میم آی باکلا . میم ص صابون استقلالین

گفته میم ص صابون تو تیتراژ :

دو دقیقه و نمی دونم چن ثانیه ی تیترآژ من ، به بیست و هشت دقیقه ی برنامه پیروز شد


نظر پست قبل

تاريخ سه شنبه بیست و ششم دی 1391سـاعت 20:43 نويسنده نازنین|
 قالب های فرشته جون()
.::.حرفی با آقای روا و ... .::.

سلام .... دوباره تشریف آوردم بنده ... حالتان خوب میباشد آیا ؟

تصاویری آورده ام بسی عالی ... لذتش را ببرید

یک متنی هم هست از مصاحبه برادر روا با "میم ص صابون و ر عین "

بخونیدش چند مرحله ایه براتون تا تهش رومیذارم

ایشالله خوشتون بیاد یه حرفی باشما و برادر روا دارم آخر همین پست میگم

امیدوارم از همه چیز این آپ هم خوشتون بیاد

راستی تو نظر سنجی سمت چپ وب شرکت کنید


بعله ... واقعا هم مجریشون " مرکس "

Farshe Sepid - Hafteye Sevvoml - 03

بقیه عکسا ادامه مطلبه


نظرسنجی محبوب ترین مجری حواشی زیادی درست کرد؛
حق انتخاب با مردم است

» مهدی صالح‌پور، رعنا شمس | نظرسنجی بهترین مجری تلویزیون که دو هفته‌ی پیش در برنامه‌ی تلویزیونی «فرش سپید» گروه نوجوان شبکه دو سیما برگزار شد سر و صدای زیادی به پا کرد و حواشی زیادی به وجود آورد. همان‌طور که از قبل انتظار می‌رفت، با دو دوتا چهارتایی ساده‌ و چیدن چند فاکتور اصلی کنار هم، برتری تعدادی از مجریان پیش از پایان نظرسنجی هم قابل حدس بود. اما آن چه باعث برتری، رجحان و محبوبیت یک مجری بین دیگران می‌شود، جدا و به دور از هیجان و تبی که در روزهای نظرسنجی بین شرکت‌کنندگان نوجوان و جوان برنامه حکم‌فرما بود، هنوز قابل بررسی است.

ـ چرا در نظرسنجی فرش سپید اول دوم شدی بعد سوم شدی؟

اولا هر دوی‌ش برای من جای خوش‌حالی‌ست چون این نشان می‌دهد که تعدادی از آدم‌ها هستند که اجرای من را پسندیده‌اند و خیلی هم ازشان ممنونم. دوم این که برای من برد است، من این را برای خودم یک افتخار می‌بینم و خیلی هم متشکرم از مخاطبان برنامه که این اتفاق را رقم زدند. فکر می‌کنم نظر مردم، یعنی کسانی که نظرشان این بوده که من می‌توانم آن اسمی باشم که توی پیامک‌شان می‌فرستند، روزهای اول این کار را کردند؛ روزهای بعد تعداد دیگری که با خبر شده بودند، بعد آن‌ها شروع کرده بودند به رای دادن. فکر کنم روز اول باخبر نبودند، بعد باخبر شدند و این اتفاق باعث شد که درصدها جابه‌جا شود. خیلی هم فرقی نمی‌کند، اصل‌ش همین حضور همه‌جانبه‌ی تعداد زیادی از مخاطبان بوده که خب همین برای ما باعث دل‌گرمی بود.

FS_Mosahebe_Rava_NazarSanjiEjra_02

ـ فکر می‌کنی اگر این برنامه، برنامه‌ی خودت نبود و یک برنامه‌ی دیگری در یک شبکه‌ی دیگری بود و نظرسنجی می‌گذاشت بار هم تو جزو سه چهار نفر اول بودی؟

من در مورد این مطلب با اطمینان می‌گویم که نه، این اتفاق نمی‌افتاد و اصلا منطقی هم نیست که این اتفاق بیافتد. من نسبت به اکثریت قریب به اتفاق اسامی‌ای که به ۳۰۰۰۰۲۶۶ پیامک فرستاده شد سابقه‌ی کم‌تری دارم در رسانه‌ی ملی‌مان.  همین اتفاق هم بعد از هفتاد برنامه افتاد. خیلی‌ها هستند که مخاطب برنامه‌ی ما نیستند و من را نمی‌شناسند ولی دیگران را می‌شناسند و از این سوال و این نظرسنجی باخبرند و به آن‌ها رای می‌دهند اصلا خیلی‌ها ممکن است من را نشناسند، دنیایی از شبکه‌ها‌ی استانی داریم. حق انتخاب با مردم است. رندوم هم که حساب کنی خیلی از مردم هنوز من را ندیده‌اند، تازه شاید ببینند هم تعدادی باشند که از من خوش‌شان نیاید. تعداد زیادی از مردمی که به اجرای من علاقه‌مندند بیننده‌ی فرش سپید هم هستند، خب مطمئنا رای من در برنامه‌ی خودمان از خیلی‌ها بالاتر می‌رود.

ـ اکثر مخاطبانی که در نظرسنجی شرکت کردند نوجوان بودند، به نظرت چرا خیلی از مجریان قدرتری مثل آقای شهیدی‌فرد رای بالایی نداشتند؟ مخاطبان ما به برنامه‌هایی که آنان اجرا می‌کنند اهمیتی نمی‌دهند و ژانر برنامه‌هایی که می‌بینند آن نیست، یا به این خاطر است که تعدادی از این مجریان الان آنتن ندارند؟

مطمئنا همان کسی هم که در حال حاضر به من رای داده خودش متوجه و معترف به این هست که من با مثلا محمد صالح‌علاء و شهیدی‌فرد حداقل در یک سری از ژانرها خیلی فاصله داریم. اصلا کاری که از محمد صالح‌علاء ساخته است شاید تا آخر عمرم هم از من ساخته نباشد و متقابلا شاید کاری که از من ساخته است در حوزه‌ی تخصص و توان‌مندی خیلی‌های دیگر نباشد. ببینید، محمد سلوکی هم در برنامه گفت که الان این مقایسه مقایسه‌ی درستی نیست. مگر می‌توانیم مثلا بگوییم بخاری بهتر است یا یخچال؟! هر دویش در یک زمینه‌ای لازم است به هر حال. راهی که من برای خودم تعیین کردم که در مسیرش قدم بر دارم، خیلی فیلدش جداست از تخصصی که محمد صالح‌علاء سال‌هاست دارد با استفاده از آن برنامه اجرا می‌کند، شهیدی‌فرد، فرزاد حسنی و یا به همین ترتیب خیلی‌های دیگر. شاید اجرای من، یک دنبال کردن به هدف به اعتلاء رساندن ژانری باشد که فرزاد حسنی از نظر من خط‌شکنش بود. ممکن است مثلا در این سیستم بشود گفت که اجرا، آن هم کمی البته، نه زیاد، شبیه می‌شود و یا شمه‌ای از آن اجرای خاص پیدا می‌کند، اما باز هم کار دوستانی که نام برده شد با کار من خیلی متفاوت است. زبان نوجوان امروز هم این است؛ زبانش زبان برنامه‌ی فرش سپید است. زبان نوجوان امروز مثلا زبان برنامه‌ی دو قدم مانده به صبح نیست. نه زمانی هست که نوجوان بتواند برنامه را ببیند، نه بحث‌هایی دارد که دغدغه‌ی آنی و به‌روز نوجوانان باشد، پس طبیعتا برنامه‌ی من را می‌بیند و خب وقتی هم که برنامه‌ی من را ببیند، بین من و من، من را انتخاب می‌کند.


یه سری حرف با آقای روا .... امید وارم حتما حتما بخونید

آقای روا میدونم میاید اینجا ۲ . ۳ باری هم نظر گذاشتید....واقعا ازتون ممنون یه حرفی دارم ....دوست دارم به خودتون و هواداراتون باهم بگم....

آقای روا من تا چند روز پیش هوادار (طرفدار)شما نبودم....من یه نفری بودم که نه از شیش تاییا خوشش میومد نه از اجرای شما ....رو در وایسی که نداریم حقیقتش همینه .... اوناییم که میشناسنم همه میدونن راست میگم .... نمونش دوستم ستاره .... تا اینکه زمان گذشت شما یک روز در میون بعدش هر روز مهمون خونه ما شدید و من کم کم اول از برنامتون .... خیلی خوشم اومد .... از اجرای شماهم تا حدودی خوشم میومد .... ولی هواداری که بگیم ۲ آتیشه ایت نه نبودم .... بعد یه مدت وبتونو پیداکردم .... یه روز تصمیم گرفتم هرجور شده بفهمم شما چه جور آدمی هستید .... پس با دوستم اون امضاتونو رو تخته کلاس کشیدیم با هزار بدبختی .... یعدم براتون گذاشتیمش .... منم خودم براتون کامنت زیاد گذاشتم .... وقتی گفتید امضارو یادگاری نگه میدارید خیلی خوشحال شدم .... ولی چیزی که باعث شد من بشم هوادار شما .... این بود که : .... دیدم که موضوع اون فردی که ازتون بدش میاد رو باما و هوادارانتون در میون گذاشتید .... وخودتون نرفیتید با ایشون دهن به دهن بشید ....راستش تو دلم تحسینتون کردم ... اگه تا چند وقت پیش طرفدار فرش سپید بودم ....الان "هوادار" مجریشم هستم ... بهتون احسنت میگم و آفرین به مادرتون .... که اینقدر خوب تربیتتون کرده.... و حیف پدرتون نیستن.... که ببینن چه پسر خوبی دارن .... هرچند حتما الانم میبیننتون!! خوب از همه اینها بگذریم .... الان من یه  سوالی ذهنم ـو مشغول کرده ... اونم اینه که ....آقای روا چرا چند وقته هی میگید "میرم ... میرم" ....میشه یه جواب قانع کننده بدید؟.... جواب دادید.... ذکر کنیدکه اجازه هست من کامنتتون رو.... بذارم رو وب برا هوادارا یا نه ....


امروز سالگرد پدر محترم آقای رواست .... حرفی برای گفتن نیست ....

فقط از طرف آقای روا بابا ها رو ببوسید


آقای روا (اگه خوندید که میدونم خوندید)و بقیه دوستانی که این متن رو خوندید منو ببخشید که چشماتونو خسته کردم

مرسی که همراهی کردید و تا تهشو خوندید

نظر هیچ کس یادش نره زندگیتون سپید ... بدرود

کامنت دهی همین جا


ادامـ ــه
تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391سـاعت 18:39 نويسنده نازنین| |
 قالب های فرشته جون()
.::.تیتراژ فرش سپید و ... .::.

سلام ... دوستان همون طور که میبینید

با این که بسی امتحان دارم

باز هم برای این که آقای روا بهمون گیر ندن تند تند آپ میکنم

پس اگـر در این ایام نمرات من کم شدن .

همگی تقصیر برادر رواست

تا ایشون باشن دیگه نیان اینجا گیر بدن چرا دیر آپ میکنید


متن تیتراژ برنامه فرش سپید

خبر دارم که اومدی، با این که تو بی‌خبری
دلم گواهی می‌ده که، بازم تو پشت این دری

تو اومدی تا شب نیاد، تو اومدی که غم بره
تو اومدی تا خیره شم، به خنده‌ت و دلم بره

تو اومدی که بی‌کسی، سر نبره حوصله‌مُ
که بندازم به زیر پات، فرش سپید دلمُ

خبر داری که وقتی از راه می‌رسی چیا می‌شه؟
خبر داری پشت سرت یه شهر ردپا می‌شه؟

جاده بازم منتظره، کاشکی که هم‌سفر بشی
خبر دادن بی‌خبری، خدا کنه خبر بشی


مقدمه امروز

بسم الله الرحمن الرحیم سلام

نوشتن که خرجی نداره

هر روز به قصه  زندگی مردم  حراج می زنن

دو قرون نگاه کردن می خواد و یه تومن فهمیدن.

اگه خوب حساب کتاب کنی از توش قصه در می آد.

اون وقته که تجارتت گل می کنه نویسنده!


کاش در کتاب قطور زندگی ... سطری باشیم ماندنی

نه حاشیه ای از یاد رفتنی

نظر یادتون نره

لحظاتتون سپید ... بدرود

تاريخ سه شنبه نوزدهم دی 1391سـاعت 19:10 نويسنده نازنین| |
 قالب های فرشته جون()
.::. دهم و یازدهم و .. .::.
دوستان سلام خوبید ؟ امیدوارم که خوب و عالی باشید
منم ببخشید که چند وقت بخاطر فشار زیاد درس ها کم اومدم
 

اول مقدمه های برنامه های پریروز و دیروز و امروز
 
نهم
 
بسم الله الرحمن الرحیم / سلام
فکرامو کردم، حرفامم آمادس…  
فعل و فاعل سرجاشه،
 این دفه دیگه روی خط می نویسم،
ولی بازم دست و دلم می لرزید،…
بازم از خط بیرون زدم، بازم بد خط شد…
خدایا! یعنی میشه این دفعه هم اون چیزایی که ننوشتمو بخونه؟!
 
دهم
بسم الله الرحمن الرحیم / سلام
می گی چرا عاقلانه نمی نویسی؟
خب بلد نیستم بنویسم اصلن نمی تونم نمی تونم…
می دونی یعنی چی؟
یعنی من چپ دستم نمی تونم با دست راستم بنویسم …
نمی تونم …  عاقلانه نمی تونم … حالا هی بگو بنویس
 
یازدهم
 
بسم الله الرحمن الرحیم سلام.
آسمون. سرو. ساغر . سپیده.
همه ی این ها هست 
ولی باید یه چیزی باشه 
تا کلمه ها کنار همدیگه جفت و جور بشن،
نمی دونم چم شده؟
مدادم گم شده؟ یا دلم نشکسته؟
هر چی هست موصوف هست! صفتش نیست!

 
اینم لینک دانلود تیتراژ پایانی فرش سپید ...
 

 
دوستای گلم موضوع این هفته برنامه فرش سپید
نویسندگیه .... شماهم اسم بهترین کتابی که خوندید رو
همراه با اسم نویسنده اش به شماره پیامک
۳۰۰۰۰۲۶۶
ارسال کنید ... موفق باشید بدرود
تاريخ دوشنبه هجدهم دی 1391سـاعت 18:5 نويسنده نازنین|
 قالب های فرشته جون()
Design: Nazanin